تکنولوژی به عنوان پدیدهای فلسفی

حقوق دانان این گونه تکنولوژی را تعریف می کنند، تکنولوژی همان مالکیت معنوی است که باید مورد حمایت و حفاظت قرار بگیرد. به این معنی که این افراد برای تکنولوژی ارزش ماهوی قائل نبوده و صرفا عوامل فاعلی را در ارزش گذاری بر آثار تکنولوژی دخیل می-دانند. بین علم و تکنولوژی تمایز مفهومی مهمی وجود دارد، همچنین آنچهاز آن با عنوان ’علم کاربردی‘یاد می شود، از نظر معرفت شناختی مفهومی زائد است؛ این مقوله در ذیل مقوله تکنولوژی می گنجد.

می توان دید. یعنی در این نگاه فنّاوری نقش دگرگون گر بازدارنده و محدود کننده نسبت به دین و اعتقادات دینی نداشته بلکه بیش تر در راستای گسترش و تواناسازی جایگاه آن گام برداشته است. 1. در چنین جامعه هایی اندیشه ما وراء طبیعی و دینی به تکنولوژی دگر می شوند.

هر چند سیاست تکنیکی (نه به معنی و پایه ای که در جامعه های صنعتی یا فراصنعتی از آن سخن به میان است) از سوی آنها ترسیم می گردد. اما تکنولوژی با مفهوم امروزی با انقلاب صنعتی دوم افزایش یافت. آموزش بیش تر یک نواخت و یک سویه بیش تر به صورت شفاهی و عملی از جانب روحانیان و یا بزرگ خانواده انجام می گرفت و مشروعیت می یافت. ولی در برابر سنتها و دین شاخصه اصلی فرهنگی به شمارمی آمدند و به گفته نویسنده به یک سیستم و سامانه تکنولوژیکی دگر شده بودند. شناسایی تنها به توسعههای تکنولوژیکی محدود نمیشود بلکه شامل تغییرات بازار نیز هست.

بر آموزه ساختار وجودی نیز همین قصه می رود چون با مهندسی ژنتیک ساختارهای وجودی گوناگون ممکن گردیده که در پاره ای از آنها کمال مطلق جستن از بین رفته است. که سیر از گذشته به آینده و روند چنان شیوه حکومتی را پایندانی و ضمانت می کند. 4. با توجه به آنچه یاد شد اندیشه همگانی به گونه ای شکل می گیرد که تمامی نیازها بایستی به سوی دین و اشراف زمیندار ارجاع داده شوند;یعنی تنها همین دو سرچشمه نیازهای انسانی را برآورده می سازند. یکی از کاربردهای جذاب این دو تکنولوژی در متاورس یا دنیایی است که در آینده توسعه زیادی پیدا میکند.

دیدگاهتان را بنویسید