تکنولوژی به عنوان پدیدهای فلسفی

برخلاف تصور اولیه و رایج از تکنولوژی به مثابه ابزار، تکنولوژی می تواند ابزار صرف نباشد، همانگونه که برخی، تکنولوژی را در عرصه-هایی مختلف همچون تفکر، فرآیند انجام، سرانجام اثر و نتیجه، گسترش داده اند. این مرحله از حساس ترین مرحله های حیات بشری به شمار می آید و در آن دگرگونیهای بنیادین رخ داد آن گونه که گویی بین این دو مرحله بیگانگی و گسست رخ داده است. کارکرد مثبت آن به این گونه است که تکنولوژی نه تنها بر فرآیند و روند داوری بلکه حتی بر مبنای آن نیز اثر می گذارد بویژه در باب دادخواهیها و ثابت کردن حقوق.

وقتی از فرآیند مکانیکی شدن آگاهی سخن میگوییم نباید، فراموش کرد که این نوعی موازنه است، در حدّی که حیات عقلانی ما بازسازی میشود. تکنولوژی در جامعه کشاورزی در فرایند آلوده شدن محیط زیست شرکت نکرد یعنی در آن روزگار فراورده های تکنولوژیکی آلاینده نبودند. منبع انرژی اثر مستقیم بر مواد غذایی گذارده و دگرگونیهایی در آن پدید آوردند که بهتر شدن طعم و آسانی هضم از آن جمله بود.

در این حال و روز حیواناتی مثل گاو اسب و… نه تنها به عنوان سرچشمه غذایی و وسیله جابه جایی بلکه به شکل یک سرچشمه مهم انرژی حرکتی و عضلانی به کار گرفته شدند. از جنبه درونی دانشهای عملی ای که آن را سامان می دادند و در شکل گیری آن نقش داشتند بسیار ابتدایی ناتمام کلی و ناچیز بودند.

به این معنی که انسان خویش را به طور کامل شکست خورده طبیعت و در چنگ آن می دید. هنوز اندیشه چیرگی بر طبیعت پدید نیامده بود و چشمداشت بشر به طبیعت و محیط بود تا او برایش چه می سازد؟ و چه زمانی به او تسلیم می کند؟ تکنولوژی و روش تکنولوژی گذشته از آن که روشهای خوبی را برای پدیدآوری و گسترش استعدادهای انسانی تولید می کند حضور کارآمد و پررنگی در سایر روشهای تولید و گسترش گنجاییهای معرفتی و عملی دارد. و به این ترتیب یکی از اصیل ترین عناصر ماهوی فنّاوری که همان کشف و فرانمایی باشد خود را نشان داد.

دیدگاهتان را بنویسید