اثرگذاری تکنولوژی بر کارها ارزشها و نیازهای انسانی

باید در دگرگونی یاد شده در قالب انگیزه ها جای بگیرد تا عوامل; یعنی انگیزه های نخستین این دگرگونیها را به وجود آورند. از جمله حوزه هایی که دگرگونی پذیرفت سیاست و شیوه حکومت بود. پیوند میان تکنولوژی موجود و نظام حکومتی ( که بیش تر یک نظام اقتدارگراست) پیوند تولیدی نیست; یعنی ساختار حکومت و طبقه حاکم در تمام بدنه خویش زاییده فنّاوری نیست.

آموزش بیش تر یک نواخت و یک سویه بیش تر به صورت شفاهی و عملی از جانب روحانیان و یا بزرگ خانواده انجام می گرفت و مشروعیت می یافت. می توان دید. یعنی در این نگاه فنّاوری نقش دگرگون گر بازدارنده و محدود کننده نسبت به دین و اعتقادات دینی نداشته بلکه بیش تر در راستای گسترش و تواناسازی جایگاه آن گام برداشته است. ولی در برابر سنتها و دین شاخصه اصلی فرهنگی به شمارمی آمدند و به گفته نویسنده به یک سیستم و سامانه تکنولوژیکی دگر شده بودند.

نباشند. گذشته از آن که تمامی ارزشهای مارکس و مائو ارزشهای صنعتی نبود تا گفته بشود این خارج از یک گونه شیوه صنعتی به گونه دیگر آن است. پیداست که دگرگونیهای بنیادینی در موج دوم نسبت به موج اول رخ نمود که بخش گسترده آن را تکنولوژی بر دوش خود حمل می کرد. شناسایی تکنولوژی بر قابلیتهای چابکی در کارخانه فولاد کویر کاشان تاثیر دارد.

یک سویگی و گوناگون نبودن و از نظر کمّی و کیفی در سطح پایین قرار داشتن امر آموزش با سادگی و کمبود فنّاوری و تکنولوژی در کل و نبود تکنولوژی آموزشی به طور خاص پیوند و بستگی دارد. این خودروها به رانندگان اجازه میدهند که در زمان حضور در خودرو به فعالیتهای دیگری مانند انجام امور اداری، آموزشی و اجتماعیشان بپردازند.

دیدگاهتان را بنویسید